ღ♥عشق همیشگی♥ღ

یا درکم کن یا شَر کم کن... .

میلاد (داداشم)

میلاد در حال ریختن آب روی پای مامان قهقهه

 

 

عرضم به حضورتون که رفته بودیم جلفا ( جای شما خالی ) میلاد لیوانو پر از آب میکردو میریخت روی پای مامان.خخخخخخ. چن باری هم ریخت روی کفشای نازنین من که اونا هم خیلی شیک و مجلسی خرابشدن!خخخخخخ  

 

 

اینجا هم داره شوکولات میخوره.خخخخخخخ نه که معلوم نیس خخخخخخ

 

 

اینجا باغ خالم ایناس.خانواده خالم اینا و مامانم اینا رفته بودن خوش گذرونی (بدون من ناراحت ( به دلیل دلایل شخصی) )

 

 

 

 

 

 

[ جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ٥:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

پسر بچه 10 ساله

پسر 10 ساله ای وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. 
پسر پرسید: بستنی شکلاتی چند است؟
خدمتکار گفت 50 سنت. پسرک پول خردهایش را شمرد، بعد پرسید بستنی معمولی چند است؟
خدمتکار با توجه به اینکه تمامی میزها پرشده بود و عده ای نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودند، با بی حوصلگی گفت: 35 سنت.
پسرک همان بستنی معمولی را سفارش داد. خدمتکار بستنی را آورد و صورت حساب را به پسرک داد و رفت..!
پسرک بستنی اش را تمام کرد، صورت حساب را به صندوق پرداخت کرد و رفت...
هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت..! پسر بچه روی میز کنار بشقاب خالی 15 سنت انعام گذاشته بود؛ در صورتی که می توانست بستنی شکلاتی بخرد.
.
.

 

 


شکسپیر چه زیبا می گوید:
بعضی بزرگ زاده می شوند،
برخی بزرگی را به دست می آورند،
و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند..!

[ چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

داستان کوتاه

پسر دیندار اما فقیری به خواستگاری دختری رفت..... 

 

 

چی بگم .....!!!!!!!!!!!!!

[ چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

خدایا کمکم کن

 

وقتی به دنیا آمدم گفتند بگرد که گشتن از آن توست و اکنون از جستجویی نافرجام

 می آیم که خود را گم کرده ام.از جستجویی که نمی دانم به کجا ختم خواهد شد .

 کوله باری نیست مرا جز دوری.

 دوری از که ؟ از خودم یا خود او ؟ خودش می داند.

 حال من گم شده ام .

 و تنها می دانم خدا مهربان است ...

 زمزمه خواهم کرد همان طور که او از برایم مدام می گوید

 (هیچ گاه برای پیدا شدن دیر نیست کافی است راهنما را بشناسیم )

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

 مثل آسمانی که امشب می بارد....

 و اینک باران

 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

 و چشمانم را نوازش می دهد

 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

خدایا ببخش مرا که دلم گاه میگیرد و ماوایی جز تو ندارم که با وی در میان بگذارم

 ببخش مرا که از خیلی چیزها آزرده میشوم و تنها به تو میگویم

 

ببخش مرا که توان شکر ندارم که آن همه خیر که به من بخشیدی را شکر گذارم

 دلتنگ حدیث رفتنم

 من جا مانده‌ام

 شاید خواب بوده‌ام، شاید در واژه‌ها گم شده بودم

 اما  من تو را در همین واژه‌ها پیدا کرده‌ام

 تو آن حقیقت آشکاری هستی که همیشه در خانه دلم جا داری و تو فراتر از همه کلماتی

 خداوندا با تو سخن میگویم .... تویی که محرم تمام اسرارم بوده و هستی

 میروم و میروم تند ... اما آرام میرسم ... میرسم به آستانه‌ای که سالهاست آنرا گشوده‌ای

 تا مرا عبور دهی از خاک به عرش

 

 الهی از من بگیر ، هر آنچه تو را از من میگیرد

[ چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

میلاد امام رضا مبارک

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .
میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

 
 
 
 
 
جان پیش تو خواهش نشستن دارد
دل در حرمت شوق شکستن دارد
چون پنجره آفتاب بر پنجره است
هر روز دخیل اشک بستن دارد
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد
میلاد امام رضا بر همه مسلمانان مبارکــــــــــــــــــــ
 
 
 
 
نگاهت اسمانی صاف و زیباست
دلت شفاف تر از رنگ دریاست
ندیدم از تو بالاتر کسی را
که از هر دست دستان تو بالاست
بهاری لیک پائیزی نداری
همیشه سبز پوشی تو برجاست
رئوفی میچکد از چشمانت
نجابت از سراپای تو پیداست
کرامت خسته شد از دست لطفت
شفا در محضرت دائم هویداست
خراسان گر شود صحنت،بود کم
که شآنت ماورای عقل دنیاست
یکی با پنجره فولاد میگفت
ببین دارالشفای خلق اینجاست

دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم
کنار سقاخونت، با زائرات بشینم
سقاخونت آقاجون، به یاد مشک سقاست
اونجا فقط برای شادی قلب زهراست
یه کفتر غریبم، تو صحن سقاخونه
بیا بده با دستت، لقمه و آب و دونه
قبله قلب عاشق، جز تو آقا نمیشه
می خوام آقا بدونی ، دوسِت دارم همیشه
شبای بارگاهت ، صفای عالمینه
صحن و سرات برا من، کربلای حسینه
دلم می خواد آقا جون، ضریحتُ ببوسم
لباس نوکریتُ، تو حرمت بپوشم
از کوچیکی تا حالا، عاشق و مبتلاتم
بذار همه بدونن، تا جون دارم گداتم
دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم
کنار سقاخونت، با زائرات بشینم
گدای بی پناهم، جز تو کسی ندارم
رونده عالمینم، تویی همه قرارم
دل تو حرم همیشه، مست یه اسم نابه
ذکر آقام ابالفضل، دعای مستجابه
آروم نمیشه این دل، توی حرم ای آقا
تا روضه ای نخونم، از دوتا دست سقا
کفتر دل کنارت، هی می ره بالا بالا
پر می کشه تا یثرب، کنار قبر زهرا
دست گدائی من به سوی تو درازه
پیش تموم مردم، به گدائیش می نازه
بعد نماز همیشه، اسم تو رو میآرم
وای اگه روزی آقا، اسم تو رو نیارم
دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم
کنار سقاخونت، با زائرات بشینم
سروده کمال مومنی

[ یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

مانکن

دیروز یه صحنه جالب و خنده دار دیدم خواستم شما هم ببینید خیلی باحاله.شنیدید میگن وزارت ارشاد قانون صادر کرده که باید بدن همه مانکن ها رو بپوشونن بخاطر تحریک کنندگی؟؟؟والا اینجوریشو دیگه ندیده بودیم این عکسو دیروز خودم گرفتم ولی واقعا مسخرس این یکی.قهقهه

[ یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

داداش میلاد

 

 

 

 

 

 

سلام.دیروز رفته بودیم بازار این عکسو هم تو پاساز الماس گرفتیم.میلاد از این شرکه خیلیییییییی خوشش اومده بود نمیدونید که انقد ذوق میکرد که نگو.نمیدونم این هیولای سبز چی داره که اینقد عاشقشه هههههخنده

[ یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٤:۱٤ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

جمله

اگه دوس داشتی یه جمله زیبا بنویس
[ یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

روز معلم گرامی باد

معلم عزیز ، استاد بزرگوار، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است همچون

کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های

دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی

سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای

تو می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش

و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به

شور در می آورد. روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز

است . دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از

نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ،

صفای بستان ، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید

بخش تو همچون نسیم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزی و صبر

ایمان را از پیامبران به ارث برده ای و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی

هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی

ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی

است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما

یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ›› وهرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن

اندیشمند خوش بینش یکسان نیست وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه

سپاس گویم مهربانی ولطف تو را که سرشار از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم

تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته

است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف .

تنها پروانه ی جانم بر گرد شمع وجودت ، عاشقانه چنین می سراید : معلم کیمیای جسم

و جان است ... مــعلم رهنمای گمرهان است.... شـده حک بر فراز قله ی عشق .... معلم

وارث پیغــــمبران است


[ جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٥:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

قالب

سلام قالبم چطوره دوستان؟ اظهار نظر کنین خوشحال میشم . راستی اگه قالب بهتری سراغ دارید پیشنهاد بدید مرسسسسسسسسسسسی

[ پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

برف ... .

[ پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳ ] [ ٦:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

تلافی

 

دوس دارین با کی این کارو بکنین؟

و بعد از این که مرد  

 

اینم بزنی تا محکم کاری بشه شاید نمرده باشه

 

خدا نسیب گرگ بیابون نکنه

[ جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

ضد حال باحال

عکسی از ترسناک و خنده دارترین مانکن زن در جهان!

دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دوماه  نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون :

لطفا ادامه مطلب رو بخونید...

 


ادامه مطلب
[ شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۸:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

جوک ضد پسمل

دیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!

ازدواج که قصد نمی خواد! پول می خواد که تو نداری!

 

 

لیلی شدم مجنون شدی، شیرین شدم فرهاد شدی

حوا شدم بعید می دونم آدم بشی!!!

 

 

شما آقا پسری که ابروهاتو ور میداری که خوشگل بشی، فقط با یه ابرو ورداشتن که خوشگل نمیشی، باید رژ بزنی، دامنم بپوشی که ناز بشی!

بعضی از پسرا رو که میبینم دلم میخواد بهشون بگم:

خوشکل خانوم کدوم آرایشگاه میری !!!

 

 

بابام به مامانم سپرده جمعه ها هفت صبح بیدارش کنه؛ بگه “امروز جمعه است ، بگیر بخواب!” به حق چیزای نشنیده!!!

 

 

خدایا در آفرینش مردها کیفیت را فداى کمیت نکن

کمتر خلق کن ولى آدم خلق کن!

 

 

مردها را باید کشت

جور دیگر باید زیست …

 

 

به بعضی از این پسرا هم باید گفت تو برو ی کلیپس بخر بزن به شلوارت…

تا نیاد پایین مارک شرتت پیداشه

والااااا

 

 

از یه دختر می‌پرسن: چرا به پسرا میگین BF؟

میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

 

 

مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پولهام دوست نداری؟ زن : هزار تومن بده تا قسم بخورم!

 

 

دانشمندان دریافتند نگاه مردان به سالگردازدواج مانند نگاه گوسفندان است به عید قربان…

 

 

میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س-گ
درس میخونن!؟
سلامتی داداشای گلم که هنوز سربازی نرفتن!؟

 

 

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نیست........آینه ست

[ شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢۸ ‎ق.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

کارت پستال

девушка глиттерс

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

عکس

http://img-fotki.yandex.ru/get/5112/110053505.34/0_691b6_4c71a4_orig

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٦:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

زخم

کارت پستال درخواستی طراحان

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

دوستت دارم

کارت پستال درخواستی طراحان

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

حواست نیس

کارت پستال درخواستی طراحان

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

کارت پستال

کارت پستال درخواستی طراحان

[ شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ٥:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

تفلد

 

امروز تفلد داداش میلاد گلم بود.

.

.

.

ایشالا 120 ساله شی داداشی ماچ

.

.

.

بازم ازش عکس میزارم فیلم هم میزارم اگه دوس داشتین دانلود کنین.

.

.

.

نظر فراموش نشه

[ سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

 

[ دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ٧:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهسا.پ ] [ نظرات () ]

جملات زیبا


به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم

یک ویرگول می گذارم ،

این هم امیدیست ، شاید که برگردی…

*****************
هرگز حدیثِ حاضرِ غایب، شنــیده‌ ای؟

من در میان جمع و دلم

جای دیگر است…

****************
ﻣﻦ ﻫﻨوز

ﮔﺎﻫﯽ

یواشَکی ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ .

یواشَکی ﻧﮕﺎﻫﺖ می ﮐﻨﻢ، ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ‌ ﮐﻨﻢ !

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ

ﺗﻮ ﺭﺍ

یواشکی ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .

****************

برﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ

ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ !

ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ

ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻭﺭﺩ…

ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ…

ﺩﻭﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭد !

**************

چـــه حــکایت عجیبـی است هـــواى پاییــــز…!

تنـــها را تنـــها تر میکنـــد

و عاشـــق را عاشــــق تر.

*******************

دوریمان

برای تو نمی دانم

چگونه می گذرد

اما برای من….

انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمی برند !

********************

تـــو هنــــوز با تمـــام نبودنت

تمــــام

بــــودن منـــــی . . .

***************

گاهی آنقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه

خودش از نبود خودش

خجالت میکشه!!

*************
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻗﺪ یکی ﺍﺯ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﺎی ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ …

*****************

بعد از تو خیلی چیزها آموختم:

قلبم را در دست نمی گیرم و نشانش نمی دهم.

دوستت دارم هایم را قورت می دهم....

************
رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم ...

....اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی...

************

نِمــــیـــدانَمـ
دوستت دارمـ چهـ واژه ایـــــــــســت
کهــ هرچه میگویی عاشـــق تــــــــــــــــــر میشوی
و هرکه میشنـــــــــــــــــود....مغـــــ×ــــــــــــــ×ــــــــــرورتـــــر!!!

*****************

دردم این نیست که او عاشق نیست !

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است !
دردم این است که با دیدن این سردی ها ، من چرا دل بستم . . . ؟

********************

تنهایی تمام حرف من است
خوب گوش کن....
می شنوی....
ینطــــــور قبول نیستـــــ...!

 

 

چـشمـهایت را زمیــن بگــذار...

 

 

 

بیــا دست خالی بجنگیــــم

 

 

وَقـتـی مـی گـویَــم :

 

دیـــــــــــگـَر بهِ سُـــــــــــراغَـم نَـیـــــــــــــا !

 

فِـکــــــــــــر نَـکُـن کِه فَـرامـوشَـتــــــــــــــــ کـَردهِ اَمــــــــ ...

 

یـا دیـگـَـــــــر دوسـتَـتـــ نَــدارَم !

 

نـَـــــــــه ...

 

مَـن فَـقَـط فَـهـمـیـــــــــدَم :

 

وَقـتـی دِلَـتــــــــــــــ بـا مَـنـــ نـیـسـتـــ ؛

 

بـودَنـَتـــ مُـشـکِلـی را حَـلـــــــــــــــــ نـِمـی کُـنَــد ،

 

تَـنـهـا دِلـتَـنـگــــــــــتَـرَم مـیـکُـنَــد...  

 

یاב سهراب بـפֿـیر

 

آטּ سپهرے ڪــه تا لحظﮧ פֿـاموشے گفت:

 

تو مرا یاב ڪــنے یا نڪنے

 

باפּرت گر بشـפּב یا نشـפּב

 

حرفے نیست...

 

اما

 

نفسم میگیرב

 

בر هـפּایے ڪه نفس هاے تـפּ نیست

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

 

 یـــــا از اول نبودی !!!

 

ایـــــن که هســـتی

 

 و کنــــارم نیســــتی...

 

" دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد "

 

 بفــــــهم بی انصــــــاف . . . !

 

"این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم ...!


 

 همانند توست ، مرا دوست ندارد ...


 

 احساس ندارد !


 

اما هر چه هست...


 

 " دل شـکـســتـن " بلد نیست ...

 

 

با خیاله تو به سر بردن اگر هست گناه   

     با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

 

چه اشتباه بزرگیست ..

تلخ کردن زندگی خود برای کسی که در دوری تو شیرین ترین لحظات

زندگی  را سپری می کند
خـــــــدایا: کودکـــــــی ام را گرفتــــی بهـــ مـــن جوانـــــــی دادی...

عقــــلم را گرفتــــــی بهــــ مـــــن عـــــشــــق دادی...

عشـــقم را گرفتــــی تنــــهایی را بهـــ مــــن دادی...

خنـــدهــــایم را گرفتــــــی بهــــ مــــن غــــــــــم دادی...

آرزوهــــــــایم را گرفتـــــی بهـــ مـــــن حســــــرت دادی...

خــــــدایا: برگـــــرد... مـــــــن هنـــوز نفــــس میکشــــم...

یادتــــ رفتــــ نفســــــــم را بگیــــری ...

وقـــــــــتی از دوســـتــــ داشتــــن کســـی مطمئــــن نیســـتی،

حــــق نـــــداری دستـــــاشــو بگیــــــری کهـــ بهــ دستـــات عــادتــش بــدی...

وقتـــــــی کســـــی رو سهـــــــم خـــــودت نمیــــــدونی،

حــــــق نـــــداری پیــــچ و تـــاب بـــدنش رو زیــر و رو کنــــــی...

وقتـــی مونــدنــی نیستــــــی،