یا درکم کن یا شَر کم کن... .

 

دوس دارین با کی این کارو بکنین؟

و بعد از این که مرد  

 

اینم بزنی تا محکم کاری بشه شاید نمرده باشه

 

خدا نسیب گرگ بیابون نکنه


†ɢα'§ :
جمعه ٢٩ فروردین ۱۳٩۳ ٧:٢٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

عکسی از ترسناک و خنده دارترین مانکن زن در جهان!

دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دوماه  نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون :

لطفا ادامه مطلب رو بخونید...

 


†ɢα'§ :

ℭoη†iηuê
شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ ۸:٠۳ ‎ق.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

دیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!

ازدواج که قصد نمی خواد! پول می خواد که تو نداری!

 

 

لیلی شدم مجنون شدی، شیرین شدم فرهاد شدی

حوا شدم بعید می دونم آدم بشی!!!

 

 

شما آقا پسری که ابروهاتو ور میداری که خوشگل بشی، فقط با یه ابرو ورداشتن که خوشگل نمیشی، باید رژ بزنی، دامنم بپوشی که ناز بشی!

بعضی از پسرا رو که میبینم دلم میخواد بهشون بگم:

خوشکل خانوم کدوم آرایشگاه میری !!!

 

 

بابام به مامانم سپرده جمعه ها هفت صبح بیدارش کنه؛ بگه “امروز جمعه است ، بگیر بخواب!” به حق چیزای نشنیده!!!

 

 

خدایا در آفرینش مردها کیفیت را فداى کمیت نکن

کمتر خلق کن ولى آدم خلق کن!

 

 

مردها را باید کشت

جور دیگر باید زیست …

 

 

به بعضی از این پسرا هم باید گفت تو برو ی کلیپس بخر بزن به شلوارت…

تا نیاد پایین مارک شرتت پیداشه

والااااا

 

 

از یه دختر می‌پرسن: چرا به پسرا میگین BF؟

میگه: آخه مخفف کلمات: بدبخت فلک زده است!

 

 

مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پولهام دوست نداری؟ زن : هزار تومن بده تا قسم بخورم!

 

 

دانشمندان دریافتند نگاه مردان به سالگردازدواج مانند نگاه گوسفندان است به عید قربان…

 

 

میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س-گ
درس میخونن!؟
سلامتی داداشای گلم که هنوز سربازی نرفتن!؟

 

 

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نیست........آینه ست


†ɢα'§ : جوک, ضد پسر, گوره خر, چای جوشیده!
شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۳ ٧:٢۸ ‎ق.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

девушка глиттерс


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٦:٠۸ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

http://img-fotki.yandex.ru/get/5112/110053505.34/0_691b6_4c71a4_orig


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٦:٠٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

کارت پستال درخواستی طراحان


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٥:٤٤ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

کارت پستال درخواستی طراحان


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٥:٤۱ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

کارت پستال درخواستی طراحان


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٥:۳۸ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

کارت پستال درخواستی طراحان


†ɢα'§ :
شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳ ٥:٠٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

 

امروز تفلد داداش میلاد گلم بود.

.

.

.

ایشالا 120 ساله شی داداشی ماچ

.

.

.

بازم ازش عکس میزارم فیلم هم میزارم اگه دوس داشتین دانلود کنین.

.

.

.

نظر فراموش نشه


†ɢα'§ :
سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی


†ɢα'§ :
دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ ٧:٢٩ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()


به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم

یک ویرگول می گذارم ،

این هم امیدیست ، شاید که برگردی…

*****************
هرگز حدیثِ حاضرِ غایب، شنــیده‌ ای؟

من در میان جمع و دلم

جای دیگر است…

****************
ﻣﻦ ﻫﻨوز

ﮔﺎﻫﯽ

یواشَکی ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ .

یواشَکی ﻧﮕﺎﻫﺖ می ﮐﻨﻢ، ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ‌ ﮐﻨﻢ !

ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ

ﺗﻮ ﺭﺍ

یواشکی ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .

****************

برﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ

ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ !

ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ

ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻭﺭﺩ…

ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ…

ﺩﻭﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭد !

**************

چـــه حــکایت عجیبـی است هـــواى پاییــــز…!

تنـــها را تنـــها تر میکنـــد

و عاشـــق را عاشــــق تر.

*******************

دوریمان

برای تو نمی دانم

چگونه می گذرد

اما برای من….

انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمی برند !

********************

تـــو هنــــوز با تمـــام نبودنت

تمــــام

بــــودن منـــــی . . .

***************

گاهی آنقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه

خودش از نبود خودش

خجالت میکشه!!

*************
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﻗﺪ یکی ﺍﺯ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﺎی ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻳﻢ …

*****************

بعد از تو خیلی چیزها آموختم:

قلبم را در دست نمی گیرم و نشانش نمی دهم.

دوستت دارم هایم را قورت می دهم....

************
رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم ...

....اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی...

************

نِمــــیـــدانَمـ
دوستت دارمـ چهـ واژه ایـــــــــســت
کهــ هرچه میگویی عاشـــق تــــــــــــــــــر میشوی
و هرکه میشنـــــــــــــــــود....مغـــــ×ــــــــــــــ×ــــــــــرورتـــــر!!!

*****************

دردم این نیست که او عاشق نیست !

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است !
دردم این است که با دیدن این سردی ها ، من چرا دل بستم . . . ؟

********************

تنهایی تمام حرف من است
خوب گوش کن....
می شنوی....
ینطــــــور قبول نیستـــــ...!

 

 

چـشمـهایت را زمیــن بگــذار...

 

 

 

بیــا دست خالی بجنگیــــم

 

 

وَقـتـی مـی گـویَــم :

 

دیـــــــــــگـَر بهِ سُـــــــــــراغَـم نَـیـــــــــــــا !

 

فِـکــــــــــــر نَـکُـن کِه فَـرامـوشَـتــــــــــــــــ کـَردهِ اَمــــــــ ...

 

یـا دیـگـَـــــــر دوسـتَـتـــ نَــدارَم !

 

نـَـــــــــه ...

 

مَـن فَـقَـط فَـهـمـیـــــــــدَم :

 

وَقـتـی دِلَـتــــــــــــــ بـا مَـنـــ نـیـسـتـــ ؛

 

بـودَنـَتـــ مُـشـکِلـی را حَـلـــــــــــــــــ نـِمـی کُـنَــد ،

 

تَـنـهـا دِلـتَـنـگــــــــــتَـرَم مـیـکُـنَــد...  

 

یاב سهراب بـפֿـیر

 

آטּ سپهرے ڪــه تا لحظﮧ פֿـاموشے گفت:

 

تو مرا یاב ڪــنے یا نڪنے

 

باפּرت گر بشـפּב یا نشـפּב

 

حرفے نیست...

 

اما

 

نفسم میگیرב

 

בر هـפּایے ڪه نفس هاے تـפּ نیست

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

 

 یـــــا از اول نبودی !!!

 

ایـــــن که هســـتی

 

 و کنــــارم نیســــتی...

 

" دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد "

 

 بفــــــهم بی انصــــــاف . . . !

 

"این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم ...!


 

 همانند توست ، مرا دوست ندارد ...


 

 احساس ندارد !


 

اما هر چه هست...


 

 " دل شـکـســتـن " بلد نیست ...

 

 

با خیاله تو به سر بردن اگر هست گناه   

     با خبر باش که من غرق گناهم همه شب

 

چه اشتباه بزرگیست ..

تلخ کردن زندگی خود برای کسی که در دوری تو شیرین ترین لحظات

زندگی  را سپری می کند
خـــــــدایا: کودکـــــــی ام را گرفتــــی بهـــ مـــن جوانـــــــی دادی...

عقــــلم را گرفتــــــی بهــــ مـــــن عـــــشــــق دادی...

عشـــقم را گرفتــــی تنــــهایی را بهـــ مــــن دادی...

خنـــدهــــایم را گرفتــــــی بهــــ مــــن غــــــــــم دادی...

آرزوهــــــــایم را گرفتـــــی بهـــ مـــــن حســــــرت دادی...

خــــــدایا: برگـــــرد... مـــــــن هنـــوز نفــــس میکشــــم...

یادتــــ رفتــــ نفســــــــم را بگیــــری ...

وقـــــــــتی از دوســـتــــ داشتــــن کســـی مطمئــــن نیســـتی،

حــــق نـــــداری دستـــــاشــو بگیــــــری کهـــ بهــ دستـــات عــادتــش بــدی...

وقتـــــــی کســـــی رو سهـــــــم خـــــودت نمیــــــدونی،

حــــــق نـــــداری پیــــچ و تـــاب بـــدنش رو زیــر و رو کنــــــی...

وقتـــی مونــدنــی نیستــــــی،

حــــق نــــــداری از آینــــــده ای خــــوش باهـــــاش حـــــرف بزنــــی و بـــراش رویـــا بســــازی...

وقتــــی دلــــت بهــــــ مـــوندن کنــــــارش شکـــــ داره،

حــــــق نــــــداری بهــــــش بگــــی عشقـــــــم...

وقتـــی همیشهـــــ دنبــــال یهــــ حــــرفی،بحثــــی،سنـــدی،بهـــانه ای کهــــــ ترکشـــ کنــــــی،

حـــــق نـــداری ادعـــــای دوستــــــ داشتـــــن کنــــــی...

و وقتـــــی بهـــ اعتمــــــاد کســــــــی تکیهـــ گـــاه شــــدی،

حــق نــــداری زمیـــنش بــــزنی...

حـــالا فـــــارغ از جنسیتــتـــ بهــــت میگـــــن مــــــرد...


 



†ɢα'§ :
دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢ ٤:۳٢ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

یه روز 4 تا حیوون تصمیم گرفتن از یه درخت نارگیل برن بالا

یک شیر

یک میمون

یک زرافه

و

یک سنجاب

آنها تصمیم گرفتند که مسابقه بدهند ببینند که کدام یک برای چیدن یک موز از درخت از همه سریع تر بالا می رود.

فکر می کنی کدام یک برنده می شود؟


پاسخ پرسش، بازگو کننده شخصیت توست



پس با دقت فکر کن

 

جواب ادامه مطالب:


†ɢα'§ :

ℭoη†iηuê
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٦:۱۱ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

پسر در حال دویدن…زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")

یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!

یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!.....

.

.

دختر در حال راه رفتن…

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…

یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟

یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!من ماشینم

همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٦:٠٧ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

چیپس خوردن پسرا وقتی جلو دوس دخترشونن

 

 

چیپس خوردن پسرا وقتی تنهان

 

عکس متحرک طنز چیپس خوردن پسرا


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٦:٠٤ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

موقع امتحان ها که میشه یه سوالی بد جوری ذهنمو به خودش مشغول میکنه.
میخوام بدونم من در طول سال تحصیلی دقیقا چه غلطی میکردم؟!
 
 

کارشناسان کره ای  اعلام کردند:

سرعت حلزون قطع نخاع شده، ۱۵ درصد از سرعت اینترنت ایران بیشتره ...

قبول داری؟؟

 

 -

 

 

 
بـــه آبادانیـه میـــگـن جمعیــت آبادان چقـدر هست؟
 
میــگه: با دِهـات هاى ِ اطـرافش؟
 
میــگـن: آره!
 
میـــگه : 75 میــلیــون نفر :| :|
 
 
 
 
معلم : اولین صدایی که بعد از
زلزله،سیل و بلاهای طبیعی میشنوید
چیه؟
دانش آموز : صدای یاس
 
 
 
بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه؟

دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه؟؟؟

میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید!

 

 

 

طرف میره خواستگاری میگن چه کاره ای؟

میگه تو شرکت اپل کار میکنم!

میگن پستت چیه؟

میگه سیب هارو من گاز میزنم!!!

 

 

 

امروز ناهر ماست خیار داشتیم ، هرچقدر *111# رو گرفتم تبدیل به پیتزا نشد ....
چه وضشه آخه ؟؟؟؟؟؟ چرا با روحیات چه جوان بازی میکنین ؟؟؟؟

 

 

 

آقا یکی بیاد این فامیل ما رو توجیه کنه ، هنوز دارن میان عید دیدنی ...!!!

 

 

 

اس ام اس جدید ایرانسل:

مشترک گرامی

بخدا اگر بفهمم رفتی رایتل خریدی باهات کات میکنم

۱ بار با همراه اول بهم خیانت کردی

بسه دیگه

تحملشو ندارم!

 

 

 

ﺟﺰﻭﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟؟؟؟ 

.

.

.

.

.

ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﺳﻤﯽ 

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺒﺮﺩ !!!!!!!

 

 

 

یه اس ام اس باحال فرستادم واسه دختر خالم،
 
5 دقیقه بعد جواب داده: واااااااااای بیششووووور خیلی قشنگ بود!!
 
من :|
 
این یعنی نهایت حسش بود.
 
منم گفتم ابراز احساساتت منو کشته.
 
میگه: الهی...کصافططط ناراحت نشیا شوخی کردم!!!!
 
من :|

†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٥:٥۸ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

2


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٥:٥۱ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

عکس


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٥:٤٩ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

کتک خوردن بچه ایرانی


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٥:٤۸ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

من حداقل 15 حقیقت رو راجع به شما میدونم:
.
.
.
.
.
1.الان توی اینترنتی
2. الان توی ;الان توی عشق همیشگی هستی
3. یک انسان هستی
4.الان داری پست منو میخونی
5.تو نمیتونی با زبون بیرون بگی ژ
7.الان داری امتحان میکنی
8.الان خنده ات گرفت
9.اصلا ندیدی که عدد 6 رو جا انداخته ام
10. الان چک کردی ببینی واقعا جا انداختم عدد 6 رو یا نه
11. الان باز خندیدی
12. نمیدونی که من یه عدد رو هم چند بار نوشتم
13. الان چک کردی ببینی کدومه
14. پیداش نکردی و داری فحشم میدی
15. ولی نمیدونی که منم دارم به تو میخندم چون منظورم عدد 1 بود که 8 بار تا الان نوشتم


†ɢα'§ :
شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢ ٥:٤٦ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()


†ɢα'§ :
چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢ ٧:۱٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی!

FunSara.Com | فان سرا دات کام


چند دقیقه میگذره… باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار.
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه …
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن. قهوه رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار!
مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه: دلم خواست! پررو بازیه دیگه پررو بازی!
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون. خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه.
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری پررو بازی دربیاری!!!

نکته مدیریتی: قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید!


†ɢα'§ :
سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ ٤:۳٧ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

زن و شوهری  بیش از ۶۰ سال با یکدیگر به این صورت زندگی مشترکی داشتند:

آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند درباره همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند؛ مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و درباره ی آن هم چیزی نپرسد.

در همه این سال ها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود، اما سرانجام یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند. آنان در حالی که امور باقی را رفع و رجوع می کردند، پیرمرد جعبه کفش را آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را درباره آن جعبه به شوهرش بگوید. از او خواست تا در جعبه را باز کند.وقتی پیرمرد جعبه را باز کرد، دو عروسک بافتنی و مقداری پول به مبلغ۹۵هزار دلار در آن دید.

پیرمرد در این خصوص از همسرش پرسید. پیرزن گفت: هنگامی که ما قول و قرار ازدواج را گذاشتیم، مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. اوبه من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم. پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد از سرازیر شدن اشک هایش جلوگیری کند.

فقط ۲ عروسک در جعبه بود.پس همسرش فقط ۲ بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجید بود. از این بابت در دلش شادمان شد و رو به همسرش کرد و گفت این همه پول چطور؟ جریان اینها چیست؟

پیرزن در پاسخ گفت: «آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام»


†ɢα'§ :
سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ ٤:۳٤ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر می کرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و به سرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرف یاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: “بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آن ها سپری کن.”

FunSara.Com | فان سرا دات کام




شاهزاده با تمسخر گفت: “من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! ” عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوش های آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و این بار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود و تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش می رفت، از هیچ یک از دو عضو یادشده خارج نشد.

استاد بلافاصله گفت :”جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته.”
شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: “پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و من هم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود.”

عارف پاسخ داد: “نه!” و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آن را به شاهزاده داد و گفت: “این دوستی است که باید به دنبالش بگردی”
شاهزاده تکه نخ را برگرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت :”استاد اینکه نشد!”
عارف پیر پاسخ داد: “حال دوباره امتحان کن”.
برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقی ماند!
استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: “شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.”


†ɢα'§ :
سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ ٤:٢۳ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

سلام دوستان من یه دوست ماه و خوش اخلاق و نمونه دارم.اون یکی از شاگردای ممتاز و بیست هم هست دوست دارم وبلاگشونو معرفی کنم تا شما هم از مطالب خوب و آموزندش استفاده کنین البته با اجازه خودشون .

 

barobach-ffk.mihanblog.com


†ɢα'§ :
شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

پرزیدنت خوشملم دوکست دالم.خیلی مهربونیییییییی الهیییییی فدات .


†ɢα'§ :
دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

سلام به همگی خوش اومدین.قلب


†ɢα'§ :
دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢ ٢:۳٢ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

 

 


 


باسه اونایی که یلدا رو پیشاپیش تبریک میگن


یلدا رو بی خیال....!
93روز مونده به سال 93.....!عیدتون مبارک

†ɢα'§ :
جمعه ٢٩ آذر ۱۳٩٢ ٤:٠٢ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

sam_0835.jpg

†ɢα'§ :
چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٢ ٧:٠٠ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()


†ɢα'§ :
یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ٦:۱٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

اگه بیاین نگاه کنین نظر ندین ایشالا:

 

 

  گازتون بگیره


نیشتون بزنه

   ....... کنه رو ماشینتون

    نیاد تو حیاطتون

 

و...

 


†ɢα'§ :
یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ٥:٢٦ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

هر لحظه یادت میکنم شاید تو هم یادم کنی

همواره در فکر تو ام با یک نگاه شادم کنی

هرگز ندیدم از کسی لبخند زیبای تو را

هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تورا

 

 

ای که از تازگی زخم دلم تازه تری

یعنی از قصه ی  دلتنگی من بی خبری؟

مثل مهتاب که از خاطر شب میگذرد

هر شب آهسته از آفاق دلم میگذری

 

 

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع

در ذهن بجز تو آفریدن ممنوع

غیر از تو ورود دیگران در قلبم

عمرا ابدا هیچ اکیدا ممنوع

 

 

یادت نره دوست دارم

خیلی دلم تنگه برات

دارو ندارمو بگیر

مال خودت مال چشات

خورشیدو ور دارو بیار

آفتابی شو بخاطرم

قرارمون یادت نره

دیر نکنی منتظرم

 

 

روی آن شیشه ی نم دار تو را ها کردم

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارونی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم


†ɢα'§ :
یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ٥:٠٢ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

میدونین معنی FAMILY چیه؟

.

.

.

F=FATHER

.

.

.

A=AND

.

.

.

M=MOTHER

.

.

.

I=I

.

.

.

L=LOVE

.

.

.

Y=YOU

.

.

.

FATHER   AND   MOTHER   I   LOVE   YOU

 


†ɢα'§ :
یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ٤:٤٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

ریاضی رشته ی خیلی خوبیه ولی میدونین من دوس داشتم تجربی بخونم ولی الان خوشحالم که ریاضی برداشتم من عاشق درس شیمی و ریاضی هستم مخصوصا مبحث توابع تو ریاضی. اینقد دوسش دارم که میخوام ماچش کنم.میگن ریاضی سخته ولی اصلنم سخ نیس فقط عشق و علاقه میخواد نمیدونین چه کیفی داره وقتی آدم یه مسعله رو درس حل میکنه آخرش یه خوشحالی به ادم دس میده.اصن تا حالا امتحان کردین؟؟؟


†ɢα'§ :
جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ٥:۱٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

 

 


†ɢα'§ :
جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ٥:۱٤ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

 


†ɢα'§ :
جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ٥:۱۱ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()


†ɢα'§ :
جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ٥:۱٠ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()

تعبیر بچه های کلاس ما (دوم ریاضی) از ریاضی!

 

ریاضی جان دیگه بزرگ شدی بهتره مساعلت رو خودت حل کنی

.

.

.

ریاضی خیلی وقته بزرگ شده فقط حیف مامانی بار اومده مجبوریم خودمون حل کنیم

.

.

.

ریاضی یه رفیق داره که مساعلش رو اون حل میکنه===گام به گام  فرشته ی نجات

.

.

.

تبلیغات

.

.

.

با کفشهای گام به گام , گام به گام مساعل خود را حل کنید.

.

.

.

(صرفا جهت اطلاع ریاضی جان که مامانی بار اومده)

 

 

بکس تصمیم دارم خاطراتمم بنویسم با اجازه

 


ولی شما گام به گام نخرینا خیلی وقاحت داره

 


†ɢα'§ :
جمعه ٢٢ آذر ۱۳٩٢ ٤:٥٥ ‎ب.ظ |- مهسا.پ -| نظرات ()